تقي رحماني ۱۳ مهر ۱۳۸۵ مقدمه
روشنفكران مذهبي در حالت ركود هستند، روشنفكران ديني [خطه كيان] در بحران به سر ميبرند و بنيادگرايان به نيت هموار كردن راه بهشت، راه به بهشت نميبرند.
سنتي- رفرمگرايان درك كردهاند كه لازم است با جريان بنيادگرايي- سنتي مرزبندي كنند و سنتگرايان از موضع انتقادي به عملكرد جريانات مذهبي طرفدار سياستورزي ديني مينگرند كه شاهد مثالهاي ديگر فراواني را در تأكيد ادعايي خود ميتوانند ذكر كنند.
سكولارهاي چپ و ليبرال دچار نسخهپيچي تكرارياند كه نشان از دور 100 ساله در تاريخ ما ميدهد. مجموعه اين رفتارها، افراد و جريانها را نسبت به هم عصباني و نكتهگير و تا حدي بداخلاق كرده است. به نظر ميرسد كه هر جريان قدرت خود را در به رخ كشيدن ضعفهاي طرف مقابل ميبيند تا در اثبات صلاحيتها و تئوريها و عملكرد خويش.
زماني بود كه به راحتي ميشد سنتگراياني همچون سيدحسين نصر را تحت فشار قرار داد و از او اين اعتراف را گرفت كه همكاري شما با سلطنتطلبان به نفع اسلام و جامعه نيست، زيرا عملكرد سلطنت و حكومت پهلوي قابل دفاع نبود.